دوشنبه 3 تیر1387
مسخ !
غصه دوستای خوبی رو میخورم که توی این دوره باشون آشنا شدم و برای همیشه از پیشم رفتن . بلاخره هر کی خونه زندگی داره ! ، نباید که اسیر من باشن ؟!
... سعی می کنم زیاد شلوغش نکنم ، هر کی بهم تبریک میگه جوابش می دم که هنوز تموم نشده . چکار کنم حس این رو ندارم که بلاخره تموم شده ! . اونقدر سرعت تغییرات برای من زیاد شده که هیچ تغییری نمی تونه حالمو سر جاش بیاره . من موندمو دوستایی که گمشون کردم ، دوستایی که اونها هم منو گم کردن . با اینکه از هر کدومشون کلی شماره و نشونی دارم ولی یه حسی به من میگه : " مگه اونا تو ور یاد می کنن که حالا می خوای ازشون سراغ بگیری ؟" . با بعضی هاشون یجورایی قهرم . با اینکه دورادور سراغشونو می گیرم ، می دونم اون ها هم همینطورن ، یعنی یه جورایی با من قهر هستن ! .

همه این ها که گفتم مخاطبشون یک نفر بیشتر نبود ولی نمی دونم چرا همش هی اونو جمع می بستم !
....................................................................................
چهارشنبه 15 خرداد1387
بلاخره پروژم رو به اتمامه ، پروژم را بصورت مقاله ای به همایش مهندسی شیمی که اردیبهشت ماه برگزر شد فرستادم که البته پذیرفته و چاپ شد . قبلا هم گفته بودم که احتمالا پروژم بصورت کتاب در بید و منتشر بشه ، خب تقریبا می شه گفت که با امیدواری بیشتری دارم آمادش می کنم . یک نهاد علمی حاضر شده بعد از مطالعه و بررسی کتابم ، چاپش کنه ! . برای تکمیل حلقه نرم افزار و کتاب پروژم یک سایت برای پشتیبانی از این دو راه انداختم که بعد از یک ماه از شروع طراحی دیشب آپلودش کردم . دیشب بعد از اینکه کارم تموم شد یه سری به وبلاگ دوستان زدم ، خوشحالم از اینکه هنوز همه حضور دارن . فقط ظاهرا یکی از دوستان جدیدی که اون اواخر با وبلاگش آشنا شده بودم وبلاگش از سیستم بلاگفا حذف شده بود .
بهر حال فصل امتحانات نزدیک و من هم ترم آخری ! . این بعلاوه باقیمونده کارای پروژم شاید باعث بشن باز کمتر بیام آپ کنم اما به هر صورتی که شده از خوندن وب نوشته های قشنگتون غافل نمی مونم
!
....................................................................................

